-
[ بدون عنوان ]
جمعه 30 تیر 1391 01:38
قلبم داره از سینه در میاد... چند قدم تا مرز جنون...
-
کاش
پنجشنبه 29 تیر 1391 17:10
دلم می خواست زمان را به عقب برگردانم نه برای اینکه کسانی که رفتند را برگردانم می خواستم نگذارم که بیایند که نبینم می روند !
-
عزیز دلم را به خدا میسپارم
پنجشنبه 29 تیر 1391 17:03
بعضیا تو زندگیه آدم هستن که ؛ هرچقدر اذیتت کنن ، هرچقدر ناراحتت کنن ... باز آدم یادش میره و دلت واسشون تنگ میشه.مثل همین الان مثل همین چند روز
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 29 تیر 1391 16:55
ن می بخشمـ کسانی را که هر چه خواستند با من با دلمـ ، با احساسمـ کردند و مرا در دور دستـ خودمـ تنها گذاردند و منـ امروز به پایان خودمـ نزدیکمـ
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 28 تیر 1391 03:08
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA لحظه های خوب من در خواب بود باغ گل از اشک من سیراب بود دل به اقیانوس میدادم ولی قسمت من خلوت مرداب بود
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 28 تیر 1391 03:06
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA پیش بیا! پیش بیا! پیشتر تا که بگویم غم دل بیشتر دوستترت دارم از هرچه دوست ای تو به من از خود من خویشتر دوستتر از آن که بگویم چهقدر بیشتر از بیشتر از بیشتر داغ تو را از همه داراترم درد تو را از همه درویشتر هیچ نریزد بهجز از نام تو بر رگ من گر بزنی نیشتر فوت و...
-
بی تو چه کنم
دوشنبه 19 تیر 1391 23:50
من بی تو چه کنم ای آرام دلم دلتنگ توام غزلم از یادت چو روم میسوزد جگرم غم آید به سرم نمیدونم که میدونی که چقدر جدایی سخته اگه قسمت من اینه نمیگم گناه بخته حرف تازه ای ندارم که از این فاصله رد شم جون به لب شدم که شاید تو بگی می مونی پیشم
-
یه مدت میخوام
سهشنبه 2 اسفند 1390 21:27
یه مدت میخوام ول کنم زندگی رو؛ بزارم کنار عشق و دیوونگی رو چشامو رو اونی که میخوام ببندم؛ یه مدت با هیچ چی با هیشکی نخندم یه مدت میخوام لنگ چیزی مباشم؛ هراسون و دلتنگ چیزی نباشم نترسن همه آدما از منی که؛ قراره یه مدت بشم یکی دیگه یه کم فرصت و استراحت میخوام؛ یه شب خواب شیرین و راحت میخوام میخوام بچه شم باز تو این سن و...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 29 بهمن 1390 22:15
چمباته زده ام،آه که نه زوزه می کشم هیچکس گرگی با دندانهای مصنوعی را جدی نمی گیرد
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 29 بهمن 1390 22:08
آخرین شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار تا که تنهایی ات از دیدن آن جا بخورد و بداند که دل من با توست؛ در همین یک قدمی
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 29 بهمن 1390 22:03
پشت این بغض؛ بیدی لرزان نشسته است که خیال می کرد با این بادها نمی لرزد.
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 7 بهمن 1390 23:59
سپیدی موهایم را سرسری نگیر اینجا خیلی وقت است که برف نباریده ......میلاد تهرانی........
-
دل تنگ
جمعه 7 بهمن 1390 23:55
دلم برای نگاههای روزمره ات تنگ شده رفیق این زمستان لعنتی هم که تمامی ندارد هذیان میگویم مدام... رفیقی نمانده دیگر جز مشتی خاطرات خاکستری در امتداد روزهای بی رنگ
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 7 بهمن 1390 23:51
هر روز تکراریست صبح هم ماجرای ساده ایست گنجشک ها بیخودی شلوغش میکنند
-
گیلاس آبی
جمعه 30 دی 1390 20:58
نه عزیز دل من قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد فقط من وتو از این به بعد همدیگر را "شما" خطاب خواهیم کرد!!! میلاد تهرانی
-
سخت است ...
یکشنبه 25 دی 1390 17:46
به راستی چه سخت است خندان نگهداشتن لبها در زمان گریستن قلبها و تظاهر به خوشحالی در اوج غمگینی و چه دشوار و طاقت فرساست گذراندن روزهای تنهایی در حالی که تظاهر می کنی هیچ چیز برایت اهمیت ندارد اماچه شیرین است در خاموشی و خلوت به حال خود گریستن
-
رفاقت
جمعه 23 دی 1390 20:40
رفاقت ناب توی سرمان بخورد ! یک نگاه؛ یک سلام؛ یک کلام فارغ از مفهوم فلسفی و فقط مبتنی بر علاقه هم آرزوست
-
کاش...
جمعه 23 دی 1390 20:36
گیر کرده ام میان واژه های تردید و دو دلی. زمان به کندی هر چه تمام تر میگذرد و من در افکار خویش غرقه ام. دور خودم را حصار بلندی کشیده ام که خروج از آن برای خودم هم دشوار شده. دائما یأس به خورد ذهنم میدهم. مدام حرفهای تمسخرآمیزشان را در پس ذهنم حک میکنم. تا مبادا خدای ناکرده گذشته را رها کرده و به آینده دل خوش کنم....
-
مهر طلبی
جمعه 23 دی 1390 20:23
من هیچ راه مطمئنی را به سوی کامیابی نمی شناسم اما راهی را میشناسم که به ناکامی میرسد: گرایش به خشنود ساختن همگان افلاطون
-
فقط من
پنجشنبه 22 دی 1390 21:37
کم آورده ام. عاصی واژه ها شده ام. مدام در پی تک واژه هایی برای تسکینم. برای ذهنی که سنگین شده از حرف. برای ترک های قلبم که هنوز حرف ها دارند با آدمیان. انگار خیال گذر از آن روزهای تلخ و نحس را ندارند. دیگر نه حوصله ای نه دلخوشی ای و نه لبخندی ؛ نه خاطره ای که شادم کند در انزوای خویش. کاش یا این حرفهای زهرآلود به خوابی...
-
رهایی
پنجشنبه 22 دی 1390 20:45
رها کنید مرا در این آغوش سرد و تب دار تا بگدرم از این تلخی های طماع مدام روزگار بی نگاه بی صدا بی درنگ عبور کنم از این دیار بی سوار
-
تنهایی
پنجشنبه 22 دی 1390 20:37
دور از این هیاهو دلم کویر میخواهد و تنهایی و سکوت آغوش سرد شبی که آتشم را فرو نشاند نه دیوار نه در نه دستی که بیرونم کشد از دنیایم نه پایی که در نوردد مرزهایم نه قلبی که بشکند سکوتم را نه ذهنی که سنگینم کند از حرف نه روحی که آویزانم شود من باشم و تنهایی ژرفی که نور ستارگان روشنش میکند و آرامشی که قبل از هیچ طوفانی نیست
-
علامت سوال ؟
پنجشنبه 22 دی 1390 16:31
جای سوال دارد تمام تنهایی من که میرسد به تو منی که تمام طول راه را دویده بودم تا حس کنم بودن تو را تا ببینم که هرگز وداع نمیکنی نمی روی جای سوال دارد تمام نبودن تو که میرسد به شکستن من دستهای من خالی نبود از تو تا اینکه زدند ساقه نحیف زندگیم را جای سوال دارد... کجا رفت آن نوبهار حضور؟
-
تنهایم
دوشنبه 28 شهریور 1390 22:42
مثل آن مسجد بین راهی تنهایم هر کس هم که می آید مسافر است می شکند هم نمازش را، هم دلم را و می رود...
-
خنده های گریه دار
یکشنبه 13 شهریور 1390 17:04
بیا بگیر این هم دفتر خنده های من... آرام آرام ورق بزن برگه های سفیدش را خیس گریه اند انگار...!
-
بد شانس
جمعه 11 شهریور 1390 01:29
در یک مزایده استثنایی برنده شده بود. خوشحال بود. ترجیح داد سیگاری بگیراند و کمی قدم بزند. وقتی سیگارش را برلب گذاشت دستی جلو آمد و آن را روشن کرد. مرد تشکر کرد و به را ه خود ادامه داد. کمی جلوتر، ترمز ماشینی برید. به پیاده رو آمد و او را زیر گرفت. مرگ فندکش را توی جیب گذاشت و سوت زنان از آنجا دور شد. رسول یونان
-
ای دوست
پنجشنبه 10 شهریور 1390 21:30
دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من گر از قفس گریزم، کجا روم، کجا من؟ کجا روم؟ که راهی به گلشنی ندارم که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من نه بسته ام به کس دل، نه بسته دل به من کس چو تخته پاره بر موج، رها... رها... رها... من ز من هرآن که او دور، چو دل به سینه نزدیک به من هر آن که نزدیک، از او جدا جدا من نه چشم دل به سویی،...
-
به قلبم...
پنجشنبه 10 شهریور 1390 21:08
به قلبم سنگ بودن را خواهم آموخت تا از عبور هر رهگذر جامدی بی مهابا ... ترک برندارد به تلنگری
-
فراموشی
پنجشنبه 10 شهریور 1390 20:55
فراموشی رسم زندگی نیست... رسم آدم هایی ست که حافظه خود را به حراج گذاشته اند
-
هدف
پنجشنبه 10 شهریور 1390 20:52
این روزها هدف زندگی ام ، بی هدفی ست